آیا غدیرخم را فراموش كردهاید؟!
نشنیده اید که خداوند فرمود: چشمهاى ظاهر نابینا نمىشود، بلكه.......؟!
در دوران غربت بعد از پیامبر اكرم صلىاللهعلیه و آله، كه توأم با اختناق نیز بود، از جمله جاهایى كه مردم مىتوانستند با حضرت زهرا علیهاالسلام دیدارى داشته باشند و سؤالاتشان را مطرح نمایند، در خارج از شهر مدینه، بر سر مزار شهداى احد و حمزه سیدالشهدا بود.
از جمله كسانى كه در كنار مزار شهدا با حضرت زهرا علیهاالسلام ملاقات كرده، محمود بن لبید(و یا اسید) است. او مىگوید:
پس از وفات رسول الله صلىاللهعلیه و آله فاطمه زهرا علیهاالسلام را در كنار قبر حمزه در احد مشاهده كردم، در حالى كه به شدت منقلب بود و اشك مىریخت.
صبر كردم تا آرام گرفت، آنگاه به حضور ایشان رسیدم و عرضه داشتم:
اى بانوى من! سؤالى برایم پیش آمده است كه مىخواهم با شما در میان بگذارم .
فرمود: بپرس!
عرض كردم: آیا رسول خدا صلىاللهعلیه و آله قبل از وفات خود، تصریحى بر امامت على علیهالسلام داشته است؟ و آیا از طرف ایشان نصّى بر این مطلب وجود دارد؟
فرمود:
واعجباه! أنسیتم یوم غدیرخم؛
شگفتا و عجبا! آیا روز غدیر خم را فراموش كردهاید؟
عرضه داشتم: روز غدیر را مىدانم (و آن غیر قابل انكار است)، از آن اسرارى كه رسول خدا صلىاللهعلیه و آله با شما در میان گذاشته، مرا آگاه كنید،
فرمود:
اشهدالله تعالى لقد سمعته یقول: علىٌّ خیر من أخلّفه فیكم، و هو الامام والخلیفة بعدى، و سبطاى و تسعة من صلب الحسین أئمّة أبرار، لئن اتبعتموهم وجدتموهم هادین مهدیّین، و لئن خالفتموهم لیكون الاختلاف فیكم الى یوم القیامة؛
خدا را شاهد مىگیرم كه شنیدم رسول خدا صلىالله علیه و آله فرمود:
على بهترین كسى است كه او را جانشین خود در میان شما قرار مىدهم.
على امام و خلیفه بعد از من است، و دو فرزندم (حسن و حسین) و نه تن از فرزندان حسین، پیشوایان و امامانى پاك و نیك هستند.
اگر از آنها اطاعت كنید، شما را هدایت خواهند نمود، و اگر مخالفت ورزید، تا روز قیامت بلاى تفرقه و اختلاف در میان شما حاكم خواهد شد.
پرسیدم: بانوى من! پس چرا على علیهالسلام سكوت كرد، و براى گرفتن حق خویش قیام نكرد؟
حضرت زهرا علیهاالسلام در پاسخ فرمود:
یا اباعمر لقد قال رسول الله صلىاللهعلیه و آله: مثل الامام مثل الكعبة اذ تؤتى ولا تأتى ـ أو قالت: مثل علىّ ـ ثمّ قالت: أما والله لو تركوا الحقّ على أهله و اتبعوا عترة نبیّه لما اختلف فىالله اثنان، و لورثها سلف عن سلف و خلف بعد خلف حتى یقوم قائمنا التاسع من ولد الحسین، و لكن قدّموا من أخّره الله و أخّروا من قدّمه الله، حتى اذا ألحدوا المبعوث و أودعوه الجدث المجدوث، اختاروا بشهوتهم و عملوا بآرائهم، تبّاً لهم أو لم یسمعوا الله یقول:« و رَبُّكَ یَخْلُقُ مایَشاءُ وَ یَخْتارُ ماكانَ لَهُمُ الخِیَرَةُ»؟ بل سمعوا ولكنهم كما قال الله سبحانه: «فَاِنَّها لا تَعْمَى الاَبْصارُ وَلكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الّتى فی الصُّدُورِ» هیهات بسطوا فى الدّنیا آمالهم و نسوا آجالهم، فتعساً لهم و أضلّ أعمالهم، أعوذبك یا ربّ من الحُور بعد الكَوْر؛
اى اباعمر، رسول خدا صلىاللهعلیه و آله فرمود: مَثَلِ امام (مثل على)، همانند كعبه است، كه مردم به سراغ آن مىروند، نه آن كه كعبه به سراغ مردم بیاید.
سپس حضرت زهرا علیهاالسلام ادامه داد:
آگاه باش! به خدا سوگند! اگر حق را به اهلش واگذار مىكردند و از عترت رسول خدا صلىاللهعلیه وآله اطاعت مىنمودند، دو نفر هم (در حكم خداوند) با یكدیگر اختلاف نمىكردند،
و امامت همان گونه كه پیامبر خدا صلىاللهعلیه و آله معرفى فرمود، از على علیهالسلام تا قائم ما، فرزند نهم حسین، از جانشینى به جانشینى دیگر به ارث مىرسید.
اما كسى(ابوبكر) را مقدم داشتند كه خدا او را كنار زده بود، و كسى(على) را كنار زدند كه خدا او را مقدم داشته بود. نتیجه آن شد كه محصول بعثت را انكار كردند و به بدعتها روى آوردند،
آنها هوا پرستى را برگزیدند و بر اساس رأى و نظر شخصى عمل كردند، هلاكت و نابودى بر آنان باد!
آیا نشنیدند كلام خدا را كه فرمود:
پروردگار تو هر چه بخواهد، مىآفریند و هر چه بخواهد، برمىگزیند، آنان(در برابر او) اختیارى ندارند.
آرى شنیدند، همان گونه كه قرآن فرمود:
چشمهاى ظاهر نابینا نمىشود، بلكه دلهایى كه در سینههاست، كور مىشود.
افسوس كه آنان آرزوها و هوسهاى خود را تحقق بخشیدند و از مرگ و قیامت غافل ماندند! خدا نابودشان گرداند و آنان را در كارهایشان گمراه كند.
پروردگارا! به تو پناه مىبرم از كمى یاران پس از فراوانى آنان.
دلائل الامامة، محمد بن جریر طبرى، كتابخانه حیدریه، نجف اشرف، 1383 ق.
محمد محمدیان تبریزى
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 30 مهر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :319 بار
سيماي علي(ع) در آيينه نهج البلاغه
علي(ع) از دوران کودکي اش سخن مي گويد:
حضرت علي(ع) در خطبه 192 نهج البلاغه از دوران کودکي خویش چنین مي گويد:«من در خردسالي، بزرگان عرب را به خاک افکندم و شجاعان دو قبيله معروف «ربيعه» و «مضر» را در هم شکستم!
شما موقعيت مرا نسبت به رسول خدا(ص) در خويشاوندي نزديک و در مقام و منزلت ويژه مي دانيد.
پيامبر مرا در اتاق خويش مي نشاند.
در حالي که کودکي بودم مرا در آغوش خود مي گرفت و در بستر مخصوص خود مي خوابانيد.
بدنش را به بدن مي چسباند و بوي پاکيزه او را استثمام مي کردم.
گاهي غذايي را لقمه لقمه در دهانم مي گذارد،
هرگز دروغي در گفتار من و اشتباهي در کردارم نيافت.
از همان لحظه اي که پيامبر(ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگ ترين فرشته خود(جبرئيل) را مامور تربيت پيامبر(ص) کرد تا شب و روز، او را به راه هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيکو راهنمايي کند
و من همواره با پيامبر بودم؛ چونان فرزند که همواره با مادر است.
پيامبر(ص) هر روز نشانه تازه اي از اخلاق نيکو را برايم آشکار مي فرمود و به من فرمان مي داد که به او اقتدا نمايم.
پيامبر چند ماه از سال را در غار حرا مي گذارند، تنها من او را مشاهده مي کردم و کسي جز من او را نمي ديد،
در آن روزها، در هيچ خانه اي اسلام راه نيافت جز خانه رسول خدا (ص) که خديجه هم در آن بود و من سومين آنان بودم.
من نور وحي و رسالت را مي ديدم و بوي نبوت را مي بوييدم.
من هنگامي که وحي بر پيامبر(ص) فرود آمد، ناله شيطان را شنيدم!
گفتم: اي رسول خدا! اين ناله کيست؟
گفت: شيطان است که از پرستش خويش مايوس گرديد!
و فرمود: علي! تو آنچه را من مي شنوم، مي شنوي
و آنچه را که من مي بينم، مي بيني، جز اينکه تو پيامبر نيستي، بلکه وزير من بوده و به راه خدا مي روي.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 27 مهر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :311 بار