نهج البلاغه؛ رازی جاودانه - آرشیو 1391/12
<-Description->


سوگند علی علیه السلام

به خدا سوگند از دنياى شما طلائى نيندوختم
و از غنائم آن چيزى ذخيره نكردم
و براى كـهـنـه جـامـه خـود جـايـگـزيـنـى تهيّه نديدم
و از زمين آن يك وجب به تصرّف در نياوردم و توشه ناچيزى از آن برنگرفتم!
و همانا دنيا در نظر من از آن گياه تلخ ، پست تر و بى اعتبارتر است!!!

صبحى صالح             صفحه‏ى 416      نامه 45

فـَوَاللّهِ مـَا كـَنـَزتُ مِن دُنيَاكُم تِبرا،
وَلاَ ادَّخَرتُ مِن غَنَائِمِهَا وَفرا،
وَلاَ اءَعدَدتُ لِبَالِى ثـَوبـِى طـِمـرا،
وَلاَ حـُزتُ مـِن اءَرضـِهـَا شـِبرا،
وَلَهِيَ فِي عَينِي اءَوهَى وَاءَهوَنُ مِن عَفصَةٍ مَقِرَةٍ.



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 25 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :200 بار

تعریف های تملق آمیز را، چگونه پاسخ دهیم؟ 

حضرت امير(ع) در بخشی از گفتارشان در نهج البلاغه، در وصف انسانهای با تقوی و از زبان مؤمناني كه مورد تملق ديگران قرار گرفته اند، مي فرمايد:

إِذَا زُكِّيَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّي بِنَفْسِي اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُونَ (نهج البلاغه صبحى صالح خطبه 193)
اگر كسي در مقابل شيعيان خالص به تعريف و تمجيد ايشان پرداخت، آنها نه تنها از اين تمجيد خوششان نمي آيد، بلكه نگران مي شوند و در پاسخ به شخص متملق سخني با او مي گويند و درخواستي هم از خدا دارند.

به آن شخص مي گويند: من خودم را از ديگران بهتر مي شناسم! خدا هم مرا از خودم بهتر مي شناسد!
سپس دست به دعا برداشته و مي گويد: خدايا مرا به خاطر حرف هايي كه درباره من زدند، مؤاخذه نكن؛ مبادا رفتار من به گونه اي بوده كه موجب فريب اين افراد شده و به اشتباه چنين تصوراتي پيدا كرده اند!

من از اين حرف ها تبري مي جويم. اما خداوندا تو مرا از آنچه اينان درباره من گمان دارند، بالاتر و بهتر قرار ده.
اگر گمان بدي دارند و از روي نفاق، اظهار ستايش و مدح مي كنند، مرا بالاتر قرار ده و اگر واقعاً فضيلتي را براي من تصور كرده اند، باز هم مرا بالاتر از آن قرار ده.
پروردگارا! كارهاي بدي كه از من سر زده و آنها از آن بي خبرند، بر من ببخش!
نگاره: ‏نهج البلاغه؛ رازی جاودانه

تعریف های تملق آمیز را، چگونه پاسخ دهیم؟ 

حضرت امير(ع) در بخشی از گفتارشان در نهج البلاغه، در وصف انسانهای با تقوی و از زبان مؤمناني كه مورد تملق ديگران قرار گرفته اند، مي فرمايد:

إِذَا زُكِّيَ أَحَدٌ مِنْهُمْ خَافَ مِمَّا يُقَالُ لَهُ فَيَقُولُ أَنَا أَعْلَمُ بِنَفْسِي مِنْ غَيْرِي وَ رَبِّي أَعْلَمُ بِي مِنِّي بِنَفْسِي اللَّهُمَّ لَا تُؤَاخِذْنِي بِمَا يَقُولُونَ وَ اجْعَلْنِي أَفْضَلَ مِمَّا يَظُنُّونَ وَ اغْفِرْ لِي مَا لَا يَعْلَمُونَ (نهج البلاغه صبحى صالح خطبه 193)
اگر كسي در مقابل شيعيان خالص به تعريف و تمجيد ايشان پرداخت، آنها نه تنها از اين تمجيد خوششان نمي آيد، بلكه نگران مي شوند و در پاسخ به شخص متملق سخني با او مي گويند و درخواستي هم از خدا دارند.

به آن شخص مي گويند: من خودم را از ديگران بهتر مي شناسم! خدا هم مرا از خودم بهتر مي شناسد!
سپس دست به دعا برداشته و مي گويد: خدايا مرا به خاطر حرف هايي كه درباره من زدند، مؤاخذه نكن؛ مبادا رفتار من به گونه اي بوده كه موجب فريب اين افراد شده و به اشتباه چنين تصوراتي پيدا كرده اند!

من از اين حرف ها تبري مي جويم. اما خداوندا تو مرا از آنچه اينان درباره من گمان دارند، بالاتر و بهتر قرار ده.
اگر گمان بدي دارند و از روي نفاق، اظهار ستايش و مدح مي كنند، مرا بالاتر قرار ده و اگر واقعاً فضيلتي را براي من تصور كرده اند، باز هم مرا بالاتر از آن قرار ده.
پروردگارا! كارهاي بدي كه از من سر زده و آنها از آن بي خبرند، بر من ببخش!‏



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 22 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :294 بار


درمان همه دردها، در این راهکار علی(ع) است!

نتیجه نهائی در خطبه سی و دوم نهج البلاغه:

فَلْتَكُنِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِكُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ - وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ 
اينك بكوشيد كه دنيا در چشمانتان از تفاله‏ى دباغان و پر قيچى دام داران ناچيزتر باشد، 

وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَبْلَ أَنْ يَتَّعِظَ بِكُمْ مَنْ بَعْدَكُمْ 
و پيش از آنكه مايه‏ى پند آيندگان شويد، از گذشتگان پند گيريد، 

وَ ارْفُضُوهَا ذَمِيمَةً 
و با بى‏اعتنايى هر چه بيشتر، به دورش افكنيد، 

فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ كَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْكُمْ 
كه دنيا كسانى را به دور افكنده است كه از شما بسى دلباخته‏ترش بوده‏اند



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 16 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :199 بار


وصف خوبان انگشت شمار در خطبه سی و دوم نهج البلاغه

اگر یافتیم؛ قدر بدانیم!

وَ بَقِيَ رِجَالٌ غَضَّ أَبْصَارَهُمْ ذِكْرُ الْمَرْجِعِ 
در اين ميان گروه انگشت شمارى هستند كه ياد معاد و هنگامه‏ى بازگشت چشمهاشان را بر همه چيز فرو بسته است 

وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُمْ خَوْفُ الْمَحْشَرِ 
و هول محشر، ريزش اشكهاشان را افزون و افزونتر كرده است. 

فَهُمْ بَيْنَ شَرِيدٍ نَادٍّ 
الف: پس شماري از آنان آواره و دور افتاده، 

وَ خَائِفٍ مَقْمُوعٍ 
ب: برخى نگران و سركوب شده، 

وَ سَاكِتٍ مَكْعُومٍ 
ج: گروهى زير فشار، دم فرو بسته 

وَ دَاعٍ مُخْلِصٍ 
د: و كسانى دعوت گران مخلص 

وَ ثَكْلَانَ مُوجَعٍ 
و فريادگران دل سوخته‏اند. 

قَدْ أَخْمَلَتْهُمُ التَّقِيَّةُ 
آرى اينان، آتشهايى هستند در زير خاكستر تقيه، 

وَ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ
 كه گمنامى و خوارى آنان را فرا گرفته است، 

فَهُمْ فِي بَحْرٍ أُجَاجٍ - أَفْوَاهُهُمْ ضَامِزَةٌ - وَ قُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ 
بدان سان كه گويى با - لبهاى شوره زده - و قلبهاى پاره پاره - در درياى نمك فرو افتاده‏اند،

قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا 
چندان اندرز داده‏اند كه به ستوه آمده‏اند، 

وَ قُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا 
و چنان سركوب شده‏اند كه شكوهى ندارند 

وَ قُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا 
و چندان قربانى داده‏اند كه انگشت شماراند. 



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 14 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :197 بار


این هم توصیف گروهی دیگر از انسانها در خطبه سی و دوم نهج البلاغه


4 - وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ 
و در نهايت چهارمين گروه، آنان‏اند كه به دليل نداشتن موقعيت و امكان، بازمانده از جاه و مقام، منزوى شده‏اند. 

فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ 
اما درماندگيشان را قناعت نام داده‏اند 

وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ
 و خود را به لباس زهد آراسته‏اند، 

وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ وَ لَا مَغْدًى 
در حالى كه از قناعت و زهد بويى نبرده‏اند. 



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 13 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :185 بار

توصیف گروه دیگری از انسانها در خطبه سی و دوم نهج البلاغه

آنان که با مقدس نمائی، به دنبال مطامع دنیائی خویشند:

3 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطْلُبُ الدُّنْيَا بِعَمَلِ الْآخِرَةِ وَ لَا يَطْلُبُ الْآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا
 و گروهى نيز مزورانى‏اند كه به جاى آن كه با تلاش و كار در دنيا، آخرت را بجويند؛ با عبادتهاى ريايى و قديس مآبانه، در جستجوى دنيايند. 
قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ 
با وقارى دروغين، 
وَ قَارَبَ مِنْ خَطْوِهِ 
گامهايى كوتاه بر مى‏دارند 
وَ شَمَّرَ مِنْ ثَوْبِهِ 
و دامن جامه‏ى خويش بر مى‏چينند 
وَ زَخْرَفَ مِنْ نَفْسِهِ لِلْأَمَانَةِ 
و نمایش امین بودن را آرايه‏ى خود مى‏كنند 
وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِيعَةً إِلَى الْمَعْصِيَةِ 
و پرده‏پوشى خداى را ابزار گناه مى‏سازند. 



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 11 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :173 بار

بیان علی علیه السلام در تشریح آدمهای زبون

علی علیه السلام در خطبه سی و دوم نهج البلاغه روانشناسی گروه های مختلف جامعه را بیان می فرمایند.
به ویژگیهای اولین دسته از مردم، بنگریم:

وَ النَّاسُ عَلَى أَرْبَعَةِ أَصْنَافٍ 
مردم چهار گروه‏اند: 

1 - مِنْهُمْ مَنْ لَا يَمْنَعُهُ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِلَّا:
گروهى سياست بازان پليدى هستند كه اگر زمين را به فساد نمى‏كشند، تنها به سبب: 
مَهَانَةُ نَفْسِهِ
ناتوانى، احساس زبونى، خود كم‏بينى،

وَ كَلَالَةُ حَدِّهِ
كندى تيغ 

وَ نَضِيضُ وَفْرِهِ
و كمبود امكانهاى مادى است.
 
آری در دسته ای از انسانها تمایل به فساد و تباهی و به آشوب کشیدن جامعه و ایجاد مزاحمت برای مردم وجود دارد.
اما اگر آنها را بی حرکت می بینی، علتش ضعف و ناتوانی آنها است؛ چون میدانی در اختیار ندارند و زمینه ای برای شرارت، موجود نیست.

اینان اگر زمینه ای پیدا کنند و بهانه ای به دست آورند، درون پلید خود را آشکار کرده و نیات ناپاک خود را بروز خواهند داد.

در ادامه این خطبه علی علیه السلام به تشریح گروه های دیگر می پردازد که انشاءالله در پست های بعدی بیان خواهد شد. 



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 8 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :182 بار


ناله های علی(ع) از مردم زمان خود

خطبه سی و دوم نهج البلاغه، گفتارى است که مى‏توان از آن برای آشنايى با جامعه‏ى اسلامى پس از پيامبر سود جست.
 
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا قَدْ أَصْبَحْنَا فِي دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ كَنُودٍ 
اى مردم، اينك در روزگارى آكنده از ستم و لبريز از ناسپاسى به سر مى‏بريم، 

يُعَدُّ فِيهِ الْمُحْسِنُ مُسِيئاً 
كه نيكوكار، بدكار به شمار مى‏آيد 

وَ يَزْدَادُ الظَّالِمُ فِيهِ عُتُوّاً 
و ستمگر، بر سركشى خويش مى‏افزايد، 

لَا نَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا 
نه آنچه را مى‏دانيم، به كار مى‏بريم 

وَ لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا 
و نه آن چه را كه نمى‏دانيم، مى‏پرسيم 

وَ لَا نَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا 
و نه از هيچ فاجعه-  تا فرود آمدنش-  مى‏هراسيم. 
----------------------------------------------------
سپس علی علیه السلام مردم زمانه خویش را به چهار دسته تقسیم می کنند و اوصاف هر دسته را با موشکافی و ریزبینی بیان می فرمایند.
برای پرهیز از طولانی شدن؛ این خطبه را طی چند پست می آوریم.
چقدر خوب است که با خواندن این خطبه به شناخت وضعیت زمانه خود بپردازیم و ببینیم چه مقدار با ویژگیهائی که علی علیه السلام می فرمایند، مطابقت داریم.
دوستان خود نیز می توانند به نهج البلاغه مراجعه و این خطبه شگفت آور را مطالعه نمایند.



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 6 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :376 بار

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی