علی
علی، علی علیه االسلام، و نقطه آغازین فتنه ها، بیانی از علی علیه السلام، یکی از مصادیق فتنه
 
علی علیه االسلام و نقطه آغازین فتنه ها 

- انما بدء وقوع الفتن اهواء تتبع و احكام تبتدع
- آغاز پيدايش فتنه ها پيروي از هوسهاي آلوده و قوانين مجعول است .

- يخالف فيها كتاب الله و يتولي عليها رجال رجالا علي غير دين الله 
احكامي كه با كتاب خدا مخالفت دارد و جمعي بر خلاف حق به حمايت از آن بر مي خيزند.

- فلوا ان الباطل خلص من مزاج الحق لم يخف علي المرتادين.
اگر باطل از حق كاملا خالص مي گرديد ، آنان كه دنبال حفيقت اند ، مشكلي نداشتند .

- ولو ان الحق خلص من لبس الباطل انقطعت عنه السن المعاندين .
و چنانچه حق از باطل خالص مي گرديد ، زبان معاندان از آن قطع مي گرديد.

- و لكن يؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فيمزجان فهنالك يستولي الشيطان علي اوليائه 
ولى چون قسمتى از حق و قسمتى از باطل گرفته مى‏شود و درهم آميخته مى‏گردد 
اينجاست كه شيطان بر دوستان خود مسلط مى‏گردد 

و ينجو الذين سبقت لهم من الله الحسني.
و آنهايى كه لطف پروردگار شامل حالشان شده، نجات پيدا مى‏كنند. 
نهج البلاغه صبحی صالح -  خطبه 50


به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,
ارسال در تاريخ 9 آذر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :216 بار
بیانی از علی علیه السلام

یکی از مصادیق فتنه:
مردي بپا مي خيزد و مي پرسد اي اميرمؤمنان ما را از فتنه آگاه ساز. آيا از پيامبر در اين زمينه پرسشي داشته اي؟

امام فرمود: آنگاه كه خداوند آيه: «الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ» را نازل فرمود؛ از پیامبر پرسيدم: منظور از اين آزمايش و فتنه چيست؟

فرمود: اي علي پس از من پيروانم در بوتة آزمايش قرار مي گيرند.

عرض كردم: اي پيامبر مگر نه اين است كه در جنگ احد پس از آنكه افرادي شهيد شدند و من به سعادت شهادت نرسيده بودم ناراحت شدم و به من فرمودي بشارت باد بر تو كه سرانجام شهيد خواهي شد!

در پاسخم فرمود: آن مطلب درست است ولي بگو در آن موقع چگونه صبر خواهي كرد؟

عرض كردم: چنين موردي از موارد صبر نيست، بلكه از موارد (شكر) است!

آنحضرت به من فرمود:
اي علي اين مردم پس از من با ثروتشان آزمايش مي گردند
و ديندار بودن را منتي بر خدا قرار مي دهند
و با اين حال انتظار رحمتش را دارند.
از قدرت و خشم خداوند، خود را در امان مي بينند.
حرام او را با شبهات دروغين و هوسهاي غفلت حلال مي شمرند.
شراب را نبيند،
رشوه را بنام هديه
ربا را به اسم تجارت حلال مي دانند!

پرسيدم كار آنها را در چه مرتبه اي قرار دهم؟ ارتداد يا فتنه؟
فرمود : فتنه!
-------------------------

و قام إليه (عليهالسلام) رجل فقال أخبرنا عن الفتنة و هل سألت عنها رسول الله(ص) فقال(عليهالسلام):

إِنَّهُ لَمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ قَوْلَهُ الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ عَلِمْتُ أَنَّ الْفِتْنَةَ لَا تَنْزِلُ بِنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ (ص)بَيْنَ أَظْهُرِنَا فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الْفِتْنَةُ الَّتِي أَخْبَرَكَ اللَّهُ بِهَا فَقَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ أُمَّتِي سَيُفْتَنُونَ بَعْدِي فَقُلْتُ يَا رَسُولُ اللَّهِ أَ وَ لَيْسَ قَدْ قُلْتَ لِي يَوْمَ أُحُدٍ حَيْثُ اسْتُشْهِدَ مَنِ اسْتُشْهِدَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ حِيزَتْ عَنِّي الشَّهَادَةُ فَشَقَّ ذَلِكَ عَلَيَّ فَقُلْتَ لِي أَبْشِرْ فَإِنَّ الشَّهَادَةَ مِنْ وَرَائِكَ فَقَالَ لِي إِنَّ ذَلِكَ لَكَذَلِكَ فَكَيْفَ صَبْرُكَ إِذاً فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ لَيْسَ هَذَا مِنْ مَوَاطِنِ الصَّبْرِ وَ لَكِنْ مِنْ مَوَاطِنِ الْبُشْرَى وَ الشُّكْرِ وَ قَالَ يَا عَلِيُّ إِنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بِأَمْوَالِهِمْ وَ يَمُنُّونَ بِدِينِهِمْ عَلَى رَبِّهِمْ وَ يَتَمَنَّوْنَ رَحْمَتَهُ وَ يَأْمَنُونَ سَطْوَتَهُ وَ يَسْتَحِلُّونَ حَرَامَهُ بِالشُّبُهَاتِ الْكَاذِبَةِ وَ الْأَهْوَاءِ السَّاهِيَةِ فَيَسْتَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبِيذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَدِيَّةِ وَ الرِّبَا بِالْبَيْعِ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَبِأَيِّ الْمَنَازِلِ أُنْزِلُهُمْ عِنْدَ ذَلِكَ أَ بِمَنْزِلَةِ رِدَّةٍ أَمْ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ فَقَالَ بِمَنْزِلَةِ فِتْنَةٍ 
ابن ابى الحديد، جلد 9، صفحه 205


به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
,
ارسال در تاريخ 30 آبان 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :237 بار
انتقاد شدید علی(ع) از سستی در جهاد

امیرمومنان، هنگامی که از سستی و سهل انگاري سپاه خود در جهاد، سخت ناراحت شده بود، سخنانی را بیان فرمود که برای همه جوامع بشری عبرت انگیز و درس آموز است:

دشمنان در راه باطلشان با هم متحدند، ولی شما در راه حق، از هم پراکنده اید، و با این وضع بدانید که دشمن بر شما مسلط خواهد شد.

آنچنان علی(ع) از این غم و ننگ، خشمگین بود و قلبش گرفته و اندوهگین که گفت:
خدایا به جاي این سست عنصران، افراد بهتر به من عنایت کن و به جاي من کسی را که ناشایست و ستمکار است بر آنها مسلط فرما! 

آنگاه با دل پردرد و قلبی داغدار فرمود: 
سوگند به خدا دوست داشتم به جاي شما هزار سوار از مردان شجاع و دلاور میداشتم که همچون ابر متراکم سریع و بی تابانه به سوي دشمن حرکت می کردند. 

به این ترتیب، آن بزرگوار، انزجار خود را نسبت به افراد بی تفاوت و تماشاچی نشان داد و اصحاب خود و همه مسلمانان را در طول تاریخ، به پیکار بی امان با دشمنان خدا و عدالت، دعوت کرد و به مردم همه زمانها آموخت که راه عزت و سربلندی از جهاد و مبارزه و مقاومت می گذرد!
سلام و درود خداوند بر او باد!




به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 29 تیر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :203 بار
چرا علی(ع) حکومت را پذیرفت؟

پس از رحلت پیامبر (ص)، با اینکه امیرمومنان علی(ع) خلیفه و وصی بحق آن حضرت بود، ابوبکر به مقام خلافت دست یافت. پس از دو سال و چهار ماه، ابوبکر از دنیا رفت و عمر بن خطاب به جاي او نشست و یازده سال و چند ماه خلافت کرد و پس از عمر، عثمان به جاي او نشست و حدود دوازده سال خلافت کرد..

پس از عثمان که قتل او در اواخر سال 35 هجري قمري اتفاق افتاد، مردم حجاز به سوي خانه علی (ع) هجوم آوردند و با آن حضرت بیعت کردند و آن حضرت چهار سال و 9 ماه و چند روز خلافت کرد و در این مدت نیز غالبا به جنگ با ناکثین و قاسطین(معاویه و هوادارانش) و مارقین(خوارج) گرفتار بود.

امیرمومنان علی(ع) در گفتاري، به ماجراهاي اسفبار خلافت خود می پردازد که خلاصه اش این است:
جمعیت فراوان (پس از عثمان) به سراغ من آمدند، تعدادشان به قدري زیاد بود که همچون یالهاي کفتار (زیاد و بهم فشرده) بودند، آنها از هر سو مرا احاطه کردند، ازدحام آنها نزدیک بود که دو نور چشمم حسن و حسین(ع) را زیر پا قرار دهند، فشار جمعیت به پهلوهایم آسیب رساند و لباسم از دو طرف پاره شد، آنها همانند گوسفندهاي گرگ زده که به دور چوپان اجتماع میکنند به دور من اجتماع نمودند و مرا به قبول خلافت واداشتند.
 
اما طولی نکشید که جمعی بیعت خود را شکستند (طلحه و زبیر و پیروانشان) و جمعی از اطاعت فرمان من سرباز زدند(خوارج) و جمعی دیگر راه معاویه را رفتند.
زیورهاي دنیا، چشمان آنان را خیره کرد و فریفت.

آگاه باشید سوگند به خدا اگر نبود بیعت آن همه جمعیت که باعث اتمام حجت میشود، و اگر نبود عهد و پیمانی که خداوند از علماء و دانشمندان گرفته که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان، سکوت نکنند، مهار شتر خلافت را رها می ساختم و از آن چشم میپوشیدم...

به این ترتیب درمی یابیم که هدف اصلی علی(ع) از قبول مسئولیت خلافت و رهبري، دو موضوع بود:
1- جلوگیري از ستم ستمگران
 2- حمایت از مستضعفان و محرومان.



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 15 تیر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :295 بار


سوگند علی علیه السلام

به خدا سوگند از دنياى شما طلائى نيندوختم
و از غنائم آن چيزى ذخيره نكردم
و براى كـهـنـه جـامـه خـود جـايـگـزيـنـى تهيّه نديدم
و از زمين آن يك وجب به تصرّف در نياوردم و توشه ناچيزى از آن برنگرفتم!
و همانا دنيا در نظر من از آن گياه تلخ ، پست تر و بى اعتبارتر است!!!

صبحى صالح             صفحه‏ى 416      نامه 45

فـَوَاللّهِ مـَا كـَنـَزتُ مِن دُنيَاكُم تِبرا،
وَلاَ ادَّخَرتُ مِن غَنَائِمِهَا وَفرا،
وَلاَ اءَعدَدتُ لِبَالِى ثـَوبـِى طـِمـرا،
وَلاَ حـُزتُ مـِن اءَرضـِهـَا شـِبرا،
وَلَهِيَ فِي عَينِي اءَوهَى وَاءَهوَنُ مِن عَفصَةٍ مَقِرَةٍ.



به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5

موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها:
ارسال در تاريخ 25 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :203 بار

پرامکانات ترین سرویس وبلاگدهی