ضوابط، نه روابط!
مسجد مدینه هیچگاه آن همه جمعیت ندیده بود، جمعیتی که با شور و شوق و هیجان، به سوي علی(ع) آمده بودند و او را به عنوان خلیفه ي رسول خدا(ص) پذیرفتند.
مردم مسلمان در دسته هاي کوچک و بزرگ، پیرامون خلافت و شیوه هاي آن در گذشته و زمان حاضر گفتگو میکردند، بعضی خیال میکردند امام علی(ع) همان روش خلفاي سابق را ادامه میدهد و بعضیها عقیدهاي مخالف این داشتند....
.. همه با خبر شده بودند که فرداي آن روز(یعنی روز دوم خلافت آن حضرت) قرار است او با مردم سخن بگوید و حتما منشور و برنامه رهبري خود را در سخن خویش بیان میدارد؛ لذا جمعیت بسیاری در مسجدالنبی اجتماع کردند.
فردا فرارسید، امیرمومنان برخاست و خطاب به مردم کرده و اولین سخنش، بعد از حمد و ثناء این بود: : ... ذمتی بما اقول رهینه و انابه زعیم، ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوي عن تفحم الشبهات
آنچه میگویم ذمه ام در گرو گفتارم است و خودم ضامن اجراي آن هستم، (چنین نیست که حرفی بزنم ولی به آن عمل نکنم) کسی که از رفتار گذشتگان و کیفر اعمال سوء آنها، پند و عبرت گیرد، تقوا و خداترسی، او را از فرورفتن به آنگونه رفتار بی فرجام بازمیدارد!
امام علی (ع) در همین گفتار، خط بطلان بر روش گذشتگان کشید و به حاضران هشدار داد و قاطعانه اعلام کرد که من مرد عمل هستم نه حرف و پس از مطالبی فرمود:
و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله لتغربلن غربله و لتساطن سوط القدر حتی یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم
و سوگند به پیامبر اسلام که خداوند او را به حق مبعوث کرد، شما (از این پس) به سختی آزمایش و غربال میشوید و همانند غذاي داخل دیگ هنگام جوشش، زیر و رو خواهید شد، آنچنان که افراد بالا، پائین و پائین بالا قرار خواهند گرفت، آنانکه در اسلام به راستی سبقت داشتند، ولی کنار زده شده بودند، سر کار خواهند آمد و کسانی که با ترفند و نیرنگ خود را به پیش انداخته بودند، عقب زده میشوند!
سپس فرمود: مردم سه دسته اند:
1- به سرعت به سوي حق میروند، اینها نجات مییابند
2- با کندي به سوي حق میآیند، در اینها هم امید نجات هست
3 - در راه حق کوتاهی میکنند، اینها در آتش دوزخ سقوط خواهند کرد.
تا اینکه فرمود: الیمین و الشمال مضله والطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه
انحراف به راست و چپ، گمراهی است، راه مستقیم و میانه، همان جاده ي حق است، که قرآن و سنت، به همین جاده سفارش میکند
به این ترتیب مردم روش آن حضرت را در رهبري دریافتند که براساس تقوي و قرآن و سنت است و برتریهاي موهوم قومی و رفاقت و دوست بازي و پارتی بازي و روابط در کار نیست، بلکه کارها بر پایه اصول و ضوابط است.
منبع: داستانهای نهج البلاغه
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها: ضوابط,
نه روابط
ارسال در تاريخ 27 بهمن 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :300 بار