به خدا سوگند......(4)
در فرازهائی از نامه 45 نهج البلاغه علی علیه السلام اندیشه می کنیم تا به شگفتی های بیان و باور علی علیه السلام بیشتر آشنا شویم و آن یگانه دهر را بهتر بشناسیم.
وَ كَأَنِّي بِقَائِلِكُمْ يَقُولُ إِذَا كَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ وَ مُنَازَلَةِ الشُّجْعَانِ أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّيَّةَ أَصْلَبُ عُوداً وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَةَ أَرَقُّ جُلُوداً وَ النَّابِتَاتِ الْعِذْيَةَ أَقْوَى وَقُوداً وَ أَبْطَأُ خُمُوداً.
هماكنون گويى كه مرا ياوهگويى از شما گويد: «اگر غذاى فرزند ابى طالب همين باشد، پس اين ضعف است كه او را از پيكار و نبرد با دليران باز مىدارد» هشداريد، كه چوب درختان صحرا در مقايسه با درختان سرسبز باغ سختتر است، گياهان خودرو را آتشى نيرومندتر است و خاموشيشان كندتر
وَ أَنَا مِنْ رَسُولِ اللَّهِ كَالضَّوْءِ مِنَ الضَّوْءِ وَ الذِّرَاعِ مِنَ الْعَضُدِ وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَى قِتَالِي لَمَا وَلَّيْتُ عَنْهَا وَ لَوْ أَمْكَنَتِ الْفُرَصُ مِنْ رِقَابِهَا لَسَارَعْتُ إِلَيْهَا
وَ سَأَجْهَدُ
من و رسول خدا دو نخل همزاد بوديم كه پيوندمان، پيوند دست و بازو بود. به خدا سوگند كه اگر عرب جملگى با هم به پيكار با من در آيند، به صحنهى نبرد پشت نكنم و اگر فرصتى فرا چنگ آيد، به گردن زدن يك يك آنان بشتابم.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 4 بهمن 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :65 بار
به خدا سوگند......(3)
در فرازهائی از نامه 45 نهج البلاغه علی علیه السلام اندیشه می کنیم تا به شگفتی های بیان و باور علی علیه السلام بیشتر آشنا شویم و آن یگانه دهر را بهتر بشناسیم.
*وَ إِنَّمَا هِيَ نَفْسِي أَرُوضُهَا بِالتَّقْوَى لِتَأْتِيَ آمِنَةً يَوْمَ الْخَوْفِ الْأَكْبَرِ وَ تَثْبُتَ عَلَى جَوَانِبِ الْمَزْلَقِ
اينك منم كه خويشتن خويش را با خويشتن بانى رياضت مىدهم تا در ترسناكترين روز، احساس امنيت كند، و در لغزشگاهها استوار بماند.
فَمَا خُلِقْتُ لِيَشْغَلَنِي أَكْلُ الطَّيِّبَاتِ كَالْبَهِيمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا تَكْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا يُرَادُ بِهَا أَوْ أُتْرَكَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِيقَ الْمَتَاهَةِ
فلسفهى آفرينش من نه اين است كه خوردن غذاهاى خوب و لذيذ مشغولم بدارد.
چونان حيوان به آخور بستهاى كه او را انديشهاى جز از علف نباشد يا چهار پايان رها شده در چراگاه كه تنها كارشان نشخوار باشد، گياهان دشت را نشخوار همى كنند،
غافل از آن كه در پروار كردنشان دام داران با چه انگيزهاند، و نه اين كه بىهدف رها شوم و عمر را به پوچى بگذرانم، يا به ريسمان گمراهى گردن بسپارم، يا راه سرگردانى بپيمايم.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 3 بهمن 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :66 بار
به خدا سوگند......(2)
در فرازهائی از نامه 45 نهج البلاغه علی علیه السلام اندیشه می کنیم تا به شگفتی های بیان و باور علی علیه السلام بیشتر آشنا شویم و آن یگانه دهر را بهتر بشناسیم.
بَلَى كَانَتْ فِي أَيْدِينَا فَدَكٌ مِنْ كُلِّ مَا أَظَلَّتْهُ السَّمَاءُ فَشَحَّتْ عَلَيْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ آخَرِينَ وَ نِعْمَ الْحَكَمُ اللَّهُ
آرى، ما را از تمامى آن چه در زير اين آسمان كبود است، تنها فدكي بود كه گروهى بر آن بخل ورزيدند و گروهى گذشت نشان دادند. و در هر حال خدا داور خوبى است.
وَ مَا أَصْنَعُ بِفَدَكٍ وَ غَيْرِ فَدَكٍ وَ النَّفْسُ مَظَانُّهَا فِي غَدٍ جَدَثٌ تَنْقَطِعُ فِي ظُلْمَتِهِ آثَارُهَا وَ تَغِيبُ أَخْبَارُهَا وَ حُفْرَةٌ لَوْ زِيدَ فِي فُسْحَتِهَا وَ أَوْسَعَتْ يَدَا حَافِرِهَا لَأَضْغَطَهَا الْحَجَرُ وَ الْمَدَرُ وَ سَدَّ فُرَجَهَا التُّرَابُ الْمُتَرَاكِمُ
مرا با فدك و جز فدك چه كار؟
در حالى كه جايگاه نفس به فردا، خانهى گورى باشد كه در سياهى آن آثارش گسسته گردد و اخبارش به فراموشى سپرده شود، و نيز گودالى كه اگر گشايشى بيش يابد و حفر كنندهاش را دست و دلى باز باشد، سرانجام سنگ و گل به تنگيش كشاند و انبوههى خاك روزنههايش را بياكند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 1 بهمن 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :64 بار
به خدا سوگند...... (1)
در فرازهائی از نامه 45 نهج البلاغه علی علیه السلام اندیشه می کنیم تا به شگفتی های بیان و باور علی علیه السلام بیشتر آشنا شویم و آن یگانه دهر را بهتر بشناسیم.
فـَوَاللّهِ مـَا كـَنـَزتُ مِن دُنيَاكُم تِبرا، وَلاَ ادَّخَرتُ مِن غَنَائِمِهَا وَفرا، وَلاَ اءَعدَدتُ لِبَالِى ثـَوبـِى طـِمـرا، وَلاَ حـُزتُ مـِن اءَرضـِهـَا شـِبرا، وَلَهِيَ فِي عَينِي اءَوهَى وَاءَهوَنُ مِن عَفصَةٍ مَقِرَةٍ.
به خدا سوگند از دنياى شما طلائى نيندوختم و از غنائم آن چيزى ذخيره نكردم
و براى كـهـنـه جـامـه خـود جـايـگـزيـنـى تهيّه نديدم و از زمين آن يك وجب به تصرّف در نياوردم
و توشه ناچيزى از آن برنگرفتم.
و همانا دنيا در نظر من از آن گياه تلخ ، پست تر و بى اعتبارتر است!
آری علی علیه السلام، بدينسان رساترين شعار زاهدان را تبلور مى بخشد.
نهج البلاغه صبحی صالح نامه 45
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها: به خدا سوگند
ارسال در تاريخ 25 دی 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :64 بار