شهید مطهری:
تقوا در نهج البلاغه
بحث «تقوا» در نهجالبلاغه عجيب است! تعبيراتى در باره تقوا هست كه از جنبه روانى بسيار لطيف و عالى است. مثلًا مىفرمايد:
«فَصونوها وَ تَصَوَّنوا بِها»
تقوا را نگه داريد و خود را به وسيله تقوا حفظ كنيد.
خيلى عجيب است! شما تقوا را نگه داريد و تقوا شما را نگه دارد. آيا اين دوْر است؟
نه. گفتهايم مثل اين است كه انسان لباس را نگه مىدارد و لباس انسان را. انسان لباس را نگه مىدارد از اينكه گم شود يا دزد ببرد و لباس انسان را نگه مىدارد از اينكه سرما يا گرما بخورد. ايندو با هم منافات ندارند.
مىفرمايد شما تقوا را نگه داريد و تقوا شما را نگه دارد. شما بايد نگهدار آن باشيد و آن نگهدار شما باشد.
«... وَ انْ تَسْتَعينوا عَلَيْها بِاللَّهِ وَ تَسْتَعينوا بِها عَلَى اللَّه»
[شما را سفارش مىكنم به اينكه ...] و اينكه از خدا براى رسيدن به تقوا كمك بخواهيد و از تقوا براى رسيدن به خدا كمك بگيريد.
و از اينجور تعبيرات.
در جاى ديگر درست نشان مىدهد كه تقوا غير از ترس و غير از اجتناب از معاصى است؛ مىفرمايد:
«انَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ اوْلياءَ اللَّهِ مَحارِمَهُ وَ الْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ»
تقواى الهى سبب اجتناب از معاصى و سبب ترس از خدا مىشود.
اجتناب از معصيت و ترس از خدا را به عنوان دو لازم براى تقوا ذكر كرده نه عين تقوا.
مجموعه آثار استادشهيدمطهرى ج27 - معنى تقوا ..... ص : 159
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 12 اردیبهشت 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :207 بار
وصف خوبان انگشت شمار در خطبه سی و دوم نهج البلاغه
اگر یافتیم؛ قدر بدانیم!
وَ بَقِيَ رِجَالٌ غَضَّ أَبْصَارَهُمْ ذِكْرُ الْمَرْجِعِ
در اين ميان گروه انگشت شمارى هستند كه ياد معاد و هنگامهى بازگشت چشمهاشان را بر همه چيز فرو بسته است
وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُمْ خَوْفُ الْمَحْشَرِ
و هول محشر، ريزش اشكهاشان را افزون و افزونتر كرده است.
فَهُمْ بَيْنَ شَرِيدٍ نَادٍّ
الف: پس شماري از آنان آواره و دور افتاده،
وَ خَائِفٍ مَقْمُوعٍ
ب: برخى نگران و سركوب شده،
وَ سَاكِتٍ مَكْعُومٍ
ج: گروهى زير فشار، دم فرو بسته
وَ دَاعٍ مُخْلِصٍ
د: و كسانى دعوت گران مخلص
وَ ثَكْلَانَ مُوجَعٍ
و فريادگران دل سوختهاند.
قَدْ أَخْمَلَتْهُمُ التَّقِيَّةُ
آرى اينان، آتشهايى هستند در زير خاكستر تقيه،
وَ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ
كه گمنامى و خوارى آنان را فرا گرفته است،
فَهُمْ فِي بَحْرٍ أُجَاجٍ - أَفْوَاهُهُمْ ضَامِزَةٌ - وَ قُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ
بدان سان كه گويى با - لبهاى شوره زده - و قلبهاى پاره پاره - در درياى نمك فرو افتادهاند،
قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا
چندان اندرز دادهاند كه به ستوه آمدهاند،
وَ قُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا
و چنان سركوب شدهاند كه شكوهى ندارند
وَ قُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا
و چندان قربانى دادهاند كه انگشت شماراند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 14 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :197 بار
این هم توصیف گروهی دیگر از انسانها در خطبه سی و دوم نهج البلاغه
4 - وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ
و در نهايت چهارمين گروه، آناناند كه به دليل نداشتن موقعيت و امكان، بازمانده از جاه و مقام، منزوى شدهاند.
فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ
اما درماندگيشان را قناعت نام دادهاند
وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ
و خود را به لباس زهد آراستهاند،
وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ وَ لَا مَغْدًى
در حالى كه از قناعت و زهد بويى نبردهاند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 13 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :185 بار
توصیف گروه دیگری از انسانها در خطبه سی و دوم نهج البلاغه
آنان که با مقدس نمائی، به دنبال مطامع دنیائی خویشند:
3 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطْلُبُ الدُّنْيَا بِعَمَلِ الْآخِرَةِ وَ لَا يَطْلُبُ الْآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا
و گروهى نيز مزورانىاند كه به جاى آن كه با تلاش و كار در دنيا، آخرت را بجويند؛ با عبادتهاى ريايى و قديس مآبانه، در جستجوى دنيايند.
قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ
با وقارى دروغين،
وَ قَارَبَ مِنْ خَطْوِهِ
گامهايى كوتاه بر مىدارند
وَ شَمَّرَ مِنْ ثَوْبِهِ
و دامن جامهى خويش بر مىچينند
وَ زَخْرَفَ مِنْ نَفْسِهِ لِلْأَمَانَةِ
و نمایش امین بودن را آرايهى خود مىكنند
وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِيعَةً إِلَى الْمَعْصِيَةِ
و پردهپوشى خداى را ابزار گناه مىسازند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 11 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :173 بار
چهار توصیه اساسی از نهج البلاغه
امام علی علیه السلام در نامه 56 نهج البلاغه، نخست مى فرماید: «در هر صبح و شام تقواى الهى را پیشه کن»
تقوا همان چیزى است که طلیعه همه نصایح و در برگیرنده کلیّه فضایل و بازدارنده از تمام رذایل است»
در دومین اندرز مى فرماید: «از دنیاى فریبنده بر خویشتن خائف باش و در هیچ حال از آن ایمن مشو.
اگر انسان لحظه اى غافل بماند ممکن است زرق و برق دنیا چنان او را بفریبد که بازگشت از آن مشکل باشد.
در سومین نصیحت مى فرماید: «بدان که اگر خویشتن را از بسیارى از امورى که آن را دوست مى دارى به علت ترس از ناراحتى هاى ناشى از آن باز ندارى، هوا و هوس ها تو را به سوى زیان هاى فراوانى خواهد کشاند»
اشاره به اینکه بسیارى از خواسته هاى نفس، خواسته هاى زیان بار است که انسان به هنگام اشتیاق به آن، زیان ها را نمى بیند و لذا امام هشدار مى دهد که در عاقبت خواسته هاى نفس همیشه اندیشه کن! مبادا گرفتار زیان هاى فراوان آن شوی.
مال و مقام و لذات مادى و امثال آن داخل در این بخش از خواسته هاست و اگر این خواسته ها تحت مدیریت عقل قرار نگیرد، ضررهایش جبران ناپذیر است.
در چهارمین توصیه براى نتیجه گیرى مى فرماید: «بنابراین در مقابل نفس سرکش، مانع و رادع؛ و به هنگام خشم و غضب بر نفس خویش مسلّط و غالب باش و ریشه هاى هوا و هوس را قطع کن!
1 - اتَّقِ اللَّهَ فِي كُلِّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ
2 - وَ خَفْ عَلَى نَفْسِكَ الدُّنْيَا الْغَرُورَوَ لَا تَأْمَنْهَا عَلَى حَالٍ
3 - وَ اعْلَمْ أَنَّكَ إِنْ لَمْ تَرْدَعْ نَفْسَكَ عَنْ كَثِيرٍ مِمَّا تُحِبُّ مَخَافَةَ مَكْرُوهٍ سَمَتْ بِكَ الْأَهْوَاءُ إِلَى كَثِيرٍ مِنَ الضَّرَرِ
4 - فَكُنْ لِنَفْسِكَ مَانِعاً رَادِعاً وَ لِنَزْوَتِكَ عِنْدَ الْحَفِيظَةِ وَاقِماً قَامِعاً
نهج البلاغه صبحى صالح نامه 56
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 15 بهمن 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :69 بار