چهار ویژگی شایسته انسان
قالَ عَلِيٌّ اَميرَالمُؤمِنينَ عَلَيهِ السَّلامُ:
طُوبي لِمَن ذَكَرَ المَعادَ وَ عَمِلَ لِلحِسابِ وَ قَنِعَ بِالكَفافِ وَ رَضِيَ عَنِ اللهِ (نهج البلاغه، كلمات قصار 44، صفحه 477)
آیت الله شیخ مجتبی تهرانی(ره):
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فرمودند:
- خوشا به حال كسي كه هميشه به ياد آخرت و معاد باشد
- و كار و تلاشي كه انجام مي¬دهد براي روز حساب باشد
- و قناعت كند به آنچه خداوند روزي او كرده است
- و از خداوند متعال راضي باشد.
حضرت علی (ع) مي فرمايد: خوشا به حال انساني كه اين چهار چيز در او باشد:
اوّل: آخرت و معاد را فراموش نكند.
ازجمله ايشان معلوم مي¬شود يكي از امور بسيار مهمّي كه باعث لغزش و هلاكت انسان مي¬شود، همانا فراموش كردن مرگ و قيامت و... مي¬باشد.
دوّم: در قيامت مواقف متعددّي مي¬باشد ولي حضرت موقف حساب را ذكر مي¬فرمايد. این کار و تلاشی که می¬کنی، چون می¬دانی حساب از تو می¬خواهند پس باید مراقبت کنی؛ هم در چگونگی وکیفیّت عمل و هم در مقدار و كمّيت آن براي پس دادن حساب.
سوّم: حضرت كفاف را مي¬فرمايد؛ يعني به همان مقدار كه گذران زندگي انسان است و محتاج به ديگران نباشد و خداوند روزي او كرده است قانع باشد. او زياده خواهي ندارد، زيرا مي¬داند آخرت در پيش روي اوست و آنچه به دست آورده، زيادي است ميگذارد و مي¬رود و حساب آن هم از او كشيده مي¬شود.
چهارم: رضايت انسان ازخداوند در تمامي اوقات، احوال و مكان ها كه شكر و سپاسگزاري او را به دنبال دارد. زيرا حوادث و بلاها و... كه انسان به آنها مبتلا مي¬شود، آزمايش و امتحان الهي بوده، يا به خاطر گناه، اشتباه، خطا و لغزش و در حقيقت عكسالعمل اعمال خود اوست. او بداند كه هميشه نظر و در ِ رحمت، نعمت و مغفرت الهي به روي بندگان باز است و انسان با توبه و اصلاح اعمال و جبرانِ گذشته در حد توان مي¬تواند از رحمت و مغفرت خداوند بهره¬مند شده و نه تنها شامل بخشش الهي شود، بلكه خداوند كريم به فضل خود آن بدي¬ها را هم تبديل به خوبي¬ها و نعمت مي¬كند.
اگراين چهار چيز در انسان درست باشد، دنيا و آخرت او درست خواهد شد.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی معظم له

به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 27 مرداد 1393| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :276 بار
تاثیر شگفت آور حاکمان، بر رفتار و اخلاق مردم
رفتار و اخلاق مردم را حاکمان شکل میدهند!
یکی از مهمترین سنتهای لایتغیر اجتماعی، تاثیرگذاری مسئولین و زمامداران هر کشور به لحاظ نظری و سلوک عملی بر مردم و احاد جامعه خویش میباشد.
بدین جهت فرمودهاند: «الناس علی دین ملوکهم» یا به تعبیر علی(ع):
مردم به زمامداران خود شبیهترند تا به پدر و مادران خود!
شهید بزرگوار مرتضی مطهری(ره) این بحث را در کتاب سیری در نهجالبلاغه صفحه 228 واکاوی نموده و مینویسد:
«در جلد نهم بحار الانوار، به نقل از کافی، از امیرالمومنین(ع) روایت میکند که فرمود: «خداوند مرا پیشوای خلق قرار داده است و به همین سبب، بر من فرض کرده است که زندگی خود را در خوراک و پوشاک، در حد ضعیفترین طبقات اجتماع قرار دهم تا از طرفی، تسکین آلام فقیر و از طرف دیگر، سبب جلوگیری از طغیان غنی گردد.
در شرح احوال استاد الفقها، وحید بهبهانی (ره) مینویسد: «روزی یکی از عروسهای خود را مشاهده کرد که پیراهنی الوان از نوع پارچههایی که معمولا زنان اعیان و اشراف آن عصر میپوشیدند، به تن کرده است.
فرزندشان (مرحوم آقا محمداسماعیل، شوهر آن خانم) را مورد ملامت قرار دادند. او در جواب پدر این آیه قرآن را خواند:
«قل من حرم زینهالله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق»
یعنی بگو چه کسی زینتهایی که خدا برای بندگانش آفریده و همچنین روزیهای پاکیزه را تحریم کرده است؟(اعراف - 32)
ایشان جواب دادند: من نمیگویم خوب پوشیدن و خوب نوشیدن و از نعمتهای الهی استفاده کردن حرام است، خیر؛ در اسلام چنین ممنوعیتهایی وجود ندارد.
ولی یک مطلب دیگر هست و آن این که ما و خانواده ما به اعتبار این که پیشوای دینی مردم هستیم وظیفه خاصی داریم،
خانوادههای فقیر وقتی اغنیا را میبینند که از همه چیز برخوردارند، طبعا ناراحت میشوند. یگانه رفتار مایه تسکین آلامشان این است که خانواده «آقا» در تیپ خودشان هستند....
به این ترتیب با قاطعیت میتوان گفت: یکی از راههای از بین بردن سوء استفاده ها، دست درازی به بیت المال، تقلب، فریب کاری و دغل بازی وبطور کلی رفتارهای زیانبار مردم، این است که مسئولان رفتار خود را اصلاح کنند و از رانت خواری و سوء استفاده از موقعیت و مقام خود دست بردارند و رفتار خود را بر پایه احکام الهی قرار دهند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 25 خرداد 1393| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :315 بار
ارسال در تاريخ 9 آذر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :206 بار
ارسال در تاريخ 30 آبان 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :224 بار
ارسال در تاريخ 30 مهر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :316 بار
سيماي علي(ع) در آيينه نهج البلاغه
علي(ع) از دوران کودکي اش سخن مي گويد:
حضرت علي(ع) در خطبه 192 نهج البلاغه از دوران کودکي خویش چنین مي گويد:«من در خردسالي، بزرگان عرب را به خاک افکندم و شجاعان دو قبيله معروف «ربيعه» و «مضر» را در هم شکستم!
شما موقعيت مرا نسبت به رسول خدا(ص) در خويشاوندي نزديک و در مقام و منزلت ويژه مي دانيد.
پيامبر مرا در اتاق خويش مي نشاند.
در حالي که کودکي بودم مرا در آغوش خود مي گرفت و در بستر مخصوص خود مي خوابانيد.
بدنش را به بدن مي چسباند و بوي پاکيزه او را استثمام مي کردم.
گاهي غذايي را لقمه لقمه در دهانم مي گذارد،
هرگز دروغي در گفتار من و اشتباهي در کردارم نيافت.
از همان لحظه اي که پيامبر(ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگ ترين فرشته خود(جبرئيل) را مامور تربيت پيامبر(ص) کرد تا شب و روز، او را به راه هاي بزرگواري و راستي و اخلاق نيکو راهنمايي کند
و من همواره با پيامبر بودم؛ چونان فرزند که همواره با مادر است.
پيامبر(ص) هر روز نشانه تازه اي از اخلاق نيکو را برايم آشکار مي فرمود و به من فرمان مي داد که به او اقتدا نمايم.
پيامبر چند ماه از سال را در غار حرا مي گذارند، تنها من او را مشاهده مي کردم و کسي جز من او را نمي ديد،
در آن روزها، در هيچ خانه اي اسلام راه نيافت جز خانه رسول خدا (ص) که خديجه هم در آن بود و من سومين آنان بودم.
من نور وحي و رسالت را مي ديدم و بوي نبوت را مي بوييدم.
من هنگامي که وحي بر پيامبر(ص) فرود آمد، ناله شيطان را شنيدم!
گفتم: اي رسول خدا! اين ناله کيست؟
گفت: شيطان است که از پرستش خويش مايوس گرديد!
و فرمود: علي! تو آنچه را من مي شنوم، مي شنوي
و آنچه را که من مي بينم، مي بيني، جز اينکه تو پيامبر نيستي، بلکه وزير من بوده و به راه خدا مي روي.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 27 مهر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :306 بار
ارسال در تاريخ 26 مرداد 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :235 بار
ارسال در تاريخ 29 تیر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :200 بار
ارسال در تاريخ 15 تیر 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :288 بار
شهید مطهری:
تقوا در نهج البلاغه
بحث «تقوا» در نهجالبلاغه عجيب است! تعبيراتى در باره تقوا هست كه از جنبه روانى بسيار لطيف و عالى است. مثلًا مىفرمايد:
«فَصونوها وَ تَصَوَّنوا بِها»
تقوا را نگه داريد و خود را به وسيله تقوا حفظ كنيد.
خيلى عجيب است! شما تقوا را نگه داريد و تقوا شما را نگه دارد. آيا اين دوْر است؟
نه. گفتهايم مثل اين است كه انسان لباس را نگه مىدارد و لباس انسان را. انسان لباس را نگه مىدارد از اينكه گم شود يا دزد ببرد و لباس انسان را نگه مىدارد از اينكه سرما يا گرما بخورد. ايندو با هم منافات ندارند.
مىفرمايد شما تقوا را نگه داريد و تقوا شما را نگه دارد. شما بايد نگهدار آن باشيد و آن نگهدار شما باشد.
«... وَ انْ تَسْتَعينوا عَلَيْها بِاللَّهِ وَ تَسْتَعينوا بِها عَلَى اللَّه»
[شما را سفارش مىكنم به اينكه ...] و اينكه از خدا براى رسيدن به تقوا كمك بخواهيد و از تقوا براى رسيدن به خدا كمك بگيريد.
و از اينجور تعبيرات.
در جاى ديگر درست نشان مىدهد كه تقوا غير از ترس و غير از اجتناب از معاصى است؛ مىفرمايد:
«انَّ تَقْوَى اللَّهِ حَمَتْ اوْلياءَ اللَّهِ مَحارِمَهُ وَ الْزَمَتْ قُلوبَهُمْ مَخافَتَهُ»
تقواى الهى سبب اجتناب از معاصى و سبب ترس از خدا مىشود.
اجتناب از معصيت و ترس از خدا را به عنوان دو لازم براى تقوا ذكر كرده نه عين تقوا.
مجموعه آثار استادشهيدمطهرى ج27 - معنى تقوا ..... ص : 159
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 12 اردیبهشت 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :199 بار
بپرهیز از دوستی با......
همانند کسی که راه پر خطر و منتهی به دره و سقوط را می شناسد و به رهروان هشدار می دهد که مواظب کمین ها،گردنه ها،پرتگاهها و غارتگران باشند،امام علی(ع) هشدار دهنده در سر راه زندگی است،تا انسانها از رهگذر دوستان ناباب،به درّه نیفتند و در اثر غفلت از خطرها و لغزشگاهها،به سقوط کشیده نشوند.
از سخنان حضرت علی(ع) بهره می گیریم و کسانی را که از دوستی با آنان نهی شده است،می شناسیم:
1- کوته فکران بدکار
افراد سست اندیشه،جاهل و کوته فکر،به خصوص اگر از نظر عمل و رفتار هم اهل خلاف و زشت کاری باشند،شایسته ی دوستی نیستند،چون همنشینان را به وادی جهالت و فساد می کشند.
امام علی(ع) می فرماید:«وَ احذَر صَحابَةَ مَن یَفیلُ رأیُهُ و یُنکَرُ عَمَلُهُ:
از همنشینی با کسی بپرهیز که اندیشه اش سست و ضعیف،و کارش زشت و ناپسند است».نامه 69 نهج البلاغه
2- فاسقان گنهکار
آنان که لاابالی و تبهکار و اهل معصیت و خلاف اند،دیگران را هم به راه گناه می کشند،تا شریک جرم و همراه برای خود داشته باشند. مثل پرهیزی که از مبتلایان به بیماریهای واگیردار داریم، باید از دوستی با اهل فسق و فجور بپرهیزیم، چون آلودگی آنان دامن ما را هم می گیرد و بدنامی برای ما به بار می آورد.
امام علی(ع) می فرماید:«اِیّاکَ و مُصاحَبَةَ الفُسّاقِ،فَاِنّ الشَّرَّ بالشَّرِّ مُلحَقٌ:
از مصاحبت و دوستی با فاسقان بپرهیز،چرا که بدی به بدی می پیوندد». نامه 69 نهج البلاغه
در کلام دیگری،آن حضرت می فرماید:«ایّاکَ وَ مَصادقةَ الفاجِر فانّه یَبیعُکَ بالتّافِهِ:
از دوستی با فاجر حذر کن،چون تو را به بهای اندک می فروشد». حکمت 39 نهج البلاغه
3- احمق
احمق،کسی است که نابخرد است و کارهایش عاقلانه نیست،حرفهای سفیهانه می زند و درک و شعور ندارد.
امام درباره ی پرهیز از دوستی با چنین کسی می فرماید:«اِیّاکَ و مُصادَقَةَ الأحمقِ،فَاِنَّهُ یُریدُ اَن یَنفَعَکَ فَیَضُرَّکَ:
از دوستی با احمق و نادان بر حذر باش،چرا که او می خواهد به تو سود برساند،امّا [به خاطر حماقتش] به تو زیان می رساند». حکمت 39 نهج البلاغه
در حکایات و ادبیات فارسی،ماجرای «دوستی خاله خرسه»،مصداقی روشن بر همین گونه ضرر زدنها از سوی دوستی های احمقانه است.
امام علی(ع) در سخنی دیگر با تعبیر«مائق» از این گونه افراد یاد کرده،می فرماید: «با بی خرد و احمق همنشین مباش،چرا که کار خودش را در نظر تو زیبا جلوه می دهد و دوست دارد تو هم مانند او باشی». حکمت 293 نهج البلاغه
ترک دوستی با نابخردان، دستاورد مهمّی دارد و با پیوند با خردمندان برابری می کند. آن حضرت، برای آنکه قطع رابطه کنندگان با افراد جاهل، احساس زیان نکنند، در باره فایده ی این کار می فرماید: «قَطیعةُ الجاهِلِ تَعدِلُ صِلَةَ العاقِل:
گسستن از نادان،برابر پیوند با خردمند است» . نهج البلاغه،نامه 31وبلاگ اشراق
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 3 اردیبهشت 1392| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :341 بار
سوگند علی علیه السلام
به خدا سوگند از دنياى شما طلائى نيندوختم
و از غنائم آن چيزى ذخيره نكردم
و براى كـهـنـه جـامـه خـود جـايـگـزيـنـى تهيّه نديدم
و از زمين آن يك وجب به تصرّف در نياوردم و توشه ناچيزى از آن برنگرفتم!
و همانا دنيا در نظر من از آن گياه تلخ ، پست تر و بى اعتبارتر است!!!
صبحى صالح صفحهى 416 نامه 45
فـَوَاللّهِ مـَا كـَنـَزتُ مِن دُنيَاكُم تِبرا،
وَلاَ ادَّخَرتُ مِن غَنَائِمِهَا وَفرا،
وَلاَ اءَعدَدتُ لِبَالِى ثـَوبـِى طـِمـرا،
وَلاَ حـُزتُ مـِن اءَرضـِهـَا شـِبرا،
وَلَهِيَ فِي عَينِي اءَوهَى وَاءَهوَنُ مِن عَفصَةٍ مَقِرَةٍ.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 25 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :196 بار
ارسال در تاريخ 22 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :292 بار
درمان همه دردها، در این راهکار علی(ع) است!
نتیجه نهائی در خطبه سی و دوم نهج البلاغه:
فَلْتَكُنِ الدُّنْيَا فِي أَعْيُنِكُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ - وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ
اينك بكوشيد كه دنيا در چشمانتان از تفالهى دباغان و پر قيچى دام داران ناچيزتر باشد،
وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ كَانَ قَبْلَكُمْ قَبْلَ أَنْ يَتَّعِظَ بِكُمْ مَنْ بَعْدَكُمْ
و پيش از آنكه مايهى پند آيندگان شويد، از گذشتگان پند گيريد،
وَ ارْفُضُوهَا ذَمِيمَةً
و با بىاعتنايى هر چه بيشتر، به دورش افكنيد،
فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ كَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْكُمْ
كه دنيا كسانى را به دور افكنده است كه از شما بسى دلباختهترش بودهاند
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 16 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :195 بار
وصف خوبان انگشت شمار در خطبه سی و دوم نهج البلاغه
اگر یافتیم؛ قدر بدانیم!
وَ بَقِيَ رِجَالٌ غَضَّ أَبْصَارَهُمْ ذِكْرُ الْمَرْجِعِ
در اين ميان گروه انگشت شمارى هستند كه ياد معاد و هنگامهى بازگشت چشمهاشان را بر همه چيز فرو بسته است
وَ أَرَاقَ دُمُوعَهُمْ خَوْفُ الْمَحْشَرِ
و هول محشر، ريزش اشكهاشان را افزون و افزونتر كرده است.
فَهُمْ بَيْنَ شَرِيدٍ نَادٍّ
الف: پس شماري از آنان آواره و دور افتاده،
وَ خَائِفٍ مَقْمُوعٍ
ب: برخى نگران و سركوب شده،
وَ سَاكِتٍ مَكْعُومٍ
ج: گروهى زير فشار، دم فرو بسته
وَ دَاعٍ مُخْلِصٍ
د: و كسانى دعوت گران مخلص
وَ ثَكْلَانَ مُوجَعٍ
و فريادگران دل سوختهاند.
قَدْ أَخْمَلَتْهُمُ التَّقِيَّةُ
آرى اينان، آتشهايى هستند در زير خاكستر تقيه،
وَ شَمِلَتْهُمُ الذِّلَّةُ
كه گمنامى و خوارى آنان را فرا گرفته است،
فَهُمْ فِي بَحْرٍ أُجَاجٍ - أَفْوَاهُهُمْ ضَامِزَةٌ - وَ قُلُوبُهُمْ قَرِحَةٌ
بدان سان كه گويى با - لبهاى شوره زده - و قلبهاى پاره پاره - در درياى نمك فرو افتادهاند،
قَدْ وَعَظُوا حَتَّى مَلُّوا
چندان اندرز دادهاند كه به ستوه آمدهاند،
وَ قُهِرُوا حَتَّى ذَلُّوا
و چنان سركوب شدهاند كه شكوهى ندارند
وَ قُتِلُوا حَتَّى قَلُّوا
و چندان قربانى دادهاند كه انگشت شماراند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 14 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :196 بار
این هم توصیف گروهی دیگر از انسانها در خطبه سی و دوم نهج البلاغه
4 - وَ مِنْهُمْ مَنْ أَبْعَدَهُ عَنْ طَلَبِ الْمُلْكِ ضُئُولَةُ نَفْسِهِ وَ انْقِطَاعُ سَبَبِهِ فَقَصَرَتْهُ الْحَالُ عَلَى حَالِهِ
و در نهايت چهارمين گروه، آناناند كه به دليل نداشتن موقعيت و امكان، بازمانده از جاه و مقام، منزوى شدهاند.
فَتَحَلَّى بِاسْمِ الْقَنَاعَةِ
اما درماندگيشان را قناعت نام دادهاند
وَ تَزَيَّنَ بِلِبَاسِ أَهْلِ الزَّهَادَةِ
و خود را به لباس زهد آراستهاند،
وَ لَيْسَ مِنْ ذَلِكَ فِي مَرَاحٍ وَ لَا مَغْدًى
در حالى كه از قناعت و زهد بويى نبردهاند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 13 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :182 بار
توصیف گروه دیگری از انسانها در خطبه سی و دوم نهج البلاغه
آنان که با مقدس نمائی، به دنبال مطامع دنیائی خویشند:
3 - وَ مِنْهُمْ مَنْ يَطْلُبُ الدُّنْيَا بِعَمَلِ الْآخِرَةِ وَ لَا يَطْلُبُ الْآخِرَةَ بِعَمَلِ الدُّنْيَا
و گروهى نيز مزورانىاند كه به جاى آن كه با تلاش و كار در دنيا، آخرت را بجويند؛ با عبادتهاى ريايى و قديس مآبانه، در جستجوى دنيايند.
قَدْ طَامَنَ مِنْ شَخْصِهِ
با وقارى دروغين،
وَ قَارَبَ مِنْ خَطْوِهِ
گامهايى كوتاه بر مىدارند
وَ شَمَّرَ مِنْ ثَوْبِهِ
و دامن جامهى خويش بر مىچينند
وَ زَخْرَفَ مِنْ نَفْسِهِ لِلْأَمَانَةِ
و نمایش امین بودن را آرايهى خود مىكنند
وَ اتَّخَذَ سِتْرَ اللَّهِ ذَرِيعَةً إِلَى الْمَعْصِيَةِ
و پردهپوشى خداى را ابزار گناه مىسازند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 11 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :171 بار
ارسال در تاريخ 8 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :179 بار
ناله های علی(ع) از مردم زمان خود
خطبه سی و دوم نهج البلاغه، گفتارى است که مىتوان از آن برای آشنايى با جامعهى اسلامى پس از پيامبر سود جست.
أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا قَدْ أَصْبَحْنَا فِي دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ كَنُودٍ
اى مردم، اينك در روزگارى آكنده از ستم و لبريز از ناسپاسى به سر مىبريم،
يُعَدُّ فِيهِ الْمُحْسِنُ مُسِيئاً
كه نيكوكار، بدكار به شمار مىآيد
وَ يَزْدَادُ الظَّالِمُ فِيهِ عُتُوّاً
و ستمگر، بر سركشى خويش مىافزايد،
لَا نَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا
نه آنچه را مىدانيم، به كار مىبريم
وَ لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا
و نه آن چه را كه نمىدانيم، مىپرسيم
وَ لَا نَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا
و نه از هيچ فاجعه- تا فرود آمدنش- مىهراسيم.
----------------------------------------------------
سپس علی علیه السلام مردم زمانه خویش را به چهار دسته تقسیم می کنند و اوصاف هر دسته را با موشکافی و ریزبینی بیان می فرمایند.
برای پرهیز از طولانی شدن؛ این خطبه را طی چند پست می آوریم.
چقدر خوب است که با خواندن این خطبه به شناخت وضعیت زمانه خود بپردازیم و ببینیم چه مقدار با ویژگیهائی که علی علیه السلام می فرمایند، مطابقت داریم.
دوستان خود نیز می توانند به نهج البلاغه مراجعه و این خطبه شگفت آور را مطالعه نمایند.
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
ارسال در تاريخ 6 اسفند 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :375 بار
ضوابط، نه روابط!
مسجد مدینه هیچگاه آن همه جمعیت ندیده بود، جمعیتی که با شور و شوق و هیجان، به سوي علی(ع) آمده بودند و او را به عنوان خلیفه ي رسول خدا(ص) پذیرفتند.
مردم مسلمان در دسته هاي کوچک و بزرگ، پیرامون خلافت و شیوه هاي آن در گذشته و زمان حاضر گفتگو میکردند، بعضی خیال میکردند امام علی(ع) همان روش خلفاي سابق را ادامه میدهد و بعضیها عقیدهاي مخالف این داشتند....
.. همه با خبر شده بودند که فرداي آن روز(یعنی روز دوم خلافت آن حضرت) قرار است او با مردم سخن بگوید و حتما منشور و برنامه رهبري خود را در سخن خویش بیان میدارد؛ لذا جمعیت بسیاری در مسجدالنبی اجتماع کردند.
فردا فرارسید، امیرمومنان برخاست و خطاب به مردم کرده و اولین سخنش، بعد از حمد و ثناء این بود: : ... ذمتی بما اقول رهینه و انابه زعیم، ان من صرحت له العبر عما بین یدیه من المثلات حجزته التقوي عن تفحم الشبهات
آنچه میگویم ذمه ام در گرو گفتارم است و خودم ضامن اجراي آن هستم، (چنین نیست که حرفی بزنم ولی به آن عمل نکنم) کسی که از رفتار گذشتگان و کیفر اعمال سوء آنها، پند و عبرت گیرد، تقوا و خداترسی، او را از فرورفتن به آنگونه رفتار بی فرجام بازمیدارد!
امام علی (ع) در همین گفتار، خط بطلان بر روش گذشتگان کشید و به حاضران هشدار داد و قاطعانه اعلام کرد که من مرد عمل هستم نه حرف و پس از مطالبی فرمود:
و الذي بعثه بالحق لتبلبلن بلبله لتغربلن غربله و لتساطن سوط القدر حتی یعود اسفلکم اعلاکم و اعلاکم اسفلکم
و سوگند به پیامبر اسلام که خداوند او را به حق مبعوث کرد، شما (از این پس) به سختی آزمایش و غربال میشوید و همانند غذاي داخل دیگ هنگام جوشش، زیر و رو خواهید شد، آنچنان که افراد بالا، پائین و پائین بالا قرار خواهند گرفت، آنانکه در اسلام به راستی سبقت داشتند، ولی کنار زده شده بودند، سر کار خواهند آمد و کسانی که با ترفند و نیرنگ خود را به پیش انداخته بودند، عقب زده میشوند!
سپس فرمود: مردم سه دسته اند:
1- به سرعت به سوي حق میروند، اینها نجات مییابند
2- با کندي به سوي حق میآیند، در اینها هم امید نجات هست
3 - در راه حق کوتاهی میکنند، اینها در آتش دوزخ سقوط خواهند کرد.
تا اینکه فرمود: الیمین و الشمال مضله والطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه
انحراف به راست و چپ، گمراهی است، راه مستقیم و میانه، همان جاده ي حق است، که قرآن و سنت، به همین جاده سفارش میکند
به این ترتیب مردم روش آن حضرت را در رهبري دریافتند که براساس تقوي و قرآن و سنت است و برتریهاي موهوم قومی و رفاقت و دوست بازي و پارتی بازي و روابط در کار نیست، بلکه کارها بر پایه اصول و ضوابط است.
منبع: داستانهای نهج البلاغه
به این مطلب امتیاز بدهید: 1 2 3 4 5
موضوعات مرتبط با این مطلب :
____________________________________________________
برچسب ها: نه روابط,
ضوابط
ارسال در تاريخ 27 بهمن 1391| توسط احمد جمالی | تعدادبازدید :293 بار